#اخلاقی♤تربیتی
عروس و صدهزار جلوه
دانشجو: استاد معنای این بیت چیه؟
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون مـن نجـست اسـرار مـن
استاد ادبیات: پیر طریقت اینجا می خواهد اشارتی به حقیقتی کند. اجازه دهید مصداقی بگویم. یک عروسی را تجسم کنید عروس از یک ماه قبل خودکشی می کند جهاز چینی، حنابندون، آتلیه، سالن آرایش با تمام مخلفاتش.
حالا این عروس با «صد هزار جلو» برون می آید تا با «دویست هزار دیده» تماشا شود. ولی جالب این است که هیچ خانمی به دلیل احساس ارزشمندی فطری، تبرج ذاتی و خودشیفتگی تزریقی مامان جان و خاله جان اصلا به عروس توجهی ندارد. حتی خود مامان عروس هزار بار میره جلوی آیینه و خودش را بررسی می کند گوشش به عروس است و چشمش به آیینه.
خانم ها هم یکایکی وقتی عروس می آید خوش آمدگویی کند و تبریک بشنود لبخند می زنند ولی تو دلشون می گویند اَه اَه چه بد ادا و قس علی هذا.
چرا؟ چون هر خانمی تلاش می کند در مسابقه زیبایی و آراستگی از دیگری سبقت بگیرد و عروس نفر آخر مسابقه می شود می گویند در مسابقه تقلید صدای یکی از خوانندگان، خود خواننده اصلی هم با گریم شرکت کرد، ولی نفر دهم شد از ده نفر.
بنابراین عارف روشن ضمیر ما را در آخر بیت از سوزش دل عروس خبر می دهد که بابا شما دیگه کی هستید: از درون من نجستید اسرار خوشکلی من چرا!!
پی نوشت:
محمدحسین قدیری، شوخ طبعی های طلبگی، ج2، ص53.










